
خیلی از ما در موقعیتهای مختلف این سوالها را از خودمان پرسیدهایم:
- خب به من چه که برای کلاسای کنکور تخفیف گذاشتن؟
- چجوری این تبلیغات مزاحم رو بلاک کنم؟
- چرا این محصولی که برای من ارسال کردید چراغ الایدی نداره؟
- این غذایی که برای من آوردید خیلی چربه! من رژیم دارم!
- باز هم که تخفیف کارواش رو برای من پیامک کردن! من که ماشین ندارم!
- من میخواستم ببینم الگوریتم مرغ مگسخوار دقیقاً چیه و چیکار میکنه، اینارو که همه جا گفته بودن ...
غرغرهای بالا را خواندید؟ خب وقتی تبلیغاتتان را برای مخاطبان اشتباه ارسال میکنید و اصلاً نمیدانید که دریافت کنندۀ این تبلیغ نیازی به خدمات و محصولات شما دارد یا نه، انتظار دارید فیدبکی جز این بگیرید؟
میدانید دلیل اینکه برخی برندها بودجههای میلیاردی صرف تبلیغات میکنند اما مشتری چندانی ندارند چیست؟ البته که این اتفاق میتواند دلایل مختلفی داشته باشد، اما مهمترین دلیل این است که آنها مخاطبان خود را نمیشناسند، ویژگیهای بارز آنها را نمیدانند و اصلاً نمیدانند برای چه کسی دارند محصول تولید میکنند. به این ترتیب زمان و هزینۀ زیادی هدر میرود و دست آخر هم خبری از آن نتایجی که انتظار میرفته نیست.
در مقالۀ امروز میخواهیم از یک موضوع مهم پرده برداریم و پیرامون مبحثی صحبت کنیم که به جرات میتوانم بگویم شناخت و استفاده از آن، کسب و کارتان را متحول میکند. این مبحث طراحی پرسونای مشتری در بازاریابی است.
با من همراه باشید تا اول بفهمیم که پرسونای مشتری چیست و چرا اهمیت دارد، بعد با نحوه جمعآوری اطلاعات برای شناخت مخاطبان و طراحی پرسونا آشنا شویم، سپس یاد بگیریم که چطور برای بازاریابی B2B و B2C با تفکیک اجزای آنها پرسونای خریدار طراحی کنیم و در پایان با پرسونای منفی هم آشنایی کوتاهی داشته باشیم؛ اما قبل از هر چیزی بیایید ببینیم که چرا ما به شناخت مخاطبانمان نیاز داریم؟